مشروح مطلب
 
کد مطلب:135
موضوع:بابت يك قطعه گچ: 1 دلار و بابت دانستن اينكه ضربدر را كجا بزنم: 49999 دلار»
تعداد بازدید:1222
   
مترجم حکایت:راثي تهراني، جعفر فرستنده حكايت : منصوري، مهدي نويسنده شرح : اميدوار، مجيد منبع : مجله افق رسانه -------------------------------------------------------------------------------- متن حكايت : مهندسي بود كه در تعمير دستگاه هاي مكانيكي استعداد و تبحر داشت. او پس از 30 سال خدمت صادقانه با ياد و خاطري خوش باز نشسته شد. دو سال بعد، از طرف شركت درباره رفع اشكال به ظاهر لاينحل يكي از دستگاه هاي چندين ميليون دلاري با او تماس گرفتند. آنها هر كاري كه از دستشان بر مي آمد انجام داده بودند و هيچ كسي نتوانسته بود اشكال را رفع كند. بنابراين، نوميدانه به او متوسل شده بودند كه در رفع بسياري از اين مشكلات موفق بوده است. مهندس، اين امر را به رغبت مي پذيرد. او يك روز تمام به وارسي دستگاه مي پردازد و در پايان كار، با يك تكه گچ علامت ضربدر روي يك قطعه مخصوص دستگاه مي كشد و با سربلندي مي گويد: «اشكال اينجاست!» آن قطعه تعمير مي شود و دستگاه بار ديگر به كار مي افتد. مهندس دستمزد خود را 50000 دلار معرفي مي كند. حسابداري تقاضاي ارائه گزارش و صورتحساب مواد مصرفي مي كند و او بطور مختصر اين گزارش را مي دهد: «بابت يك قطعه گچ: 1 دلار و بابت دانستن اينكه ضربدر را كجا بزنم: 49999 دلار»
 
بازگشت
 
 
Skip Navigation Links.
Skip Navigation Links.
Skip Navigation Links.
 
 
کاربر مهمان خوش آمدید
۱۳۹۷ چهارشنبه ۳۰ آبان
 
 
شرکت شهرکهای صنعتی استان اصفهان
شرکت نمایشگاههای بین المللی تهران
شرکت نمایشگاههای استان اصفهان
اداره کل صنعت،معدن ،تجارت
هیئت امنای شهرک صنعتی امیر کبیراصفهان
سازمان تامین اجتماعی
اداره کل کار ؛ رفاه وتامین اجتماعی استان اصفهان