مشروح مطلب
 
کد مطلب:125
موضوع:من می خواهم عینک بزنم تادیگران مرا ببینند
تعداد بازدید:1301
   
نويسنده حكايت : شنوره، وولف ديتريش منبع : روزنامه همشهري، چهارشنبه 1 شهريور 1385، سال چهاردهم، شماره 4066، ص 24 -------------------- متن حكايت: مارمولكي رفت پيش ماري كه چشم‌پزشك بود. از او خواست برايش عينكي تهيه كند. مار گفت: "عينك به چه درد تو مي‌خورد؟ مگر با عينك و بي‌عينك فرقي مي‌كند؟ تو كه جايي را نمي‌بيني." مارمولك گفت: "عينك كه بزنم ديده مي‌شوم
 
بازگشت
 
 
Skip Navigation Links.
Skip Navigation Links.
Skip Navigation Links.
 
 
کاربر مهمان خوش آمدید
۱۳۹۷ چهارشنبه ۳۰ آبان
 
 
شرکت شهرکهای صنعتی استان اصفهان
شرکت نمایشگاههای بین المللی تهران
شرکت نمایشگاههای استان اصفهان
اداره کل صنعت،معدن ،تجارت
هیئت امنای شهرک صنعتی امیر کبیراصفهان
سازمان تامین اجتماعی
اداره کل کار ؛ رفاه وتامین اجتماعی استان اصفهان